تاریخ انتشار: ۱۳:۵۶ - ۲۸ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

برنده ای خارج از گود | چگونه پکن جنگ ایران و آمریکا را برد؟

برخی تحلیلگران غربی معتقدند برنده واقعی این بحران نه تهران است و نه واشنگتن، بلکه پکن است؛ کشوری خارج گود.

چین

رویداد۲۴| در شرایطی که جنگ میان ایران و ایالات متحده به یکی از مهم‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر تبدیل شده و پیامد‌های آن بازار‌های انرژی، امنیت منطقه‌ای و توازن قدرت جهانی را تحت تأثیر قرار داده، برخی تحلیلگران غربی بر این باورند که برنده اصلی این درگیری پکن است؛ بازیگری که بدون حضور مستقیم در میدان، در حال بهره‌برداری از شکاف‌ها و هزینه‌های این جنگ است.

در همین راستا، نشریه معتبر فارن افرز در تحلیلی مفصل به قلم اندرو پی. میلر و مایکل کلارک، استدلال می‌کند که جنگ ایران عملاً موقعیت جهانی آمریکا را تضعیف کرده و همزمان، اهرم‌های قدرت چین را تقویت کرده است.

جنگی که دستورکار جهانی آمریکا را به‌هم زد

در این تحلیل آمده است که قرار بود دونالد ترامپ در پایان ماه مارس با شی جین پینگ دیدار کند تا روابط پرتنش دو کشور را مدیریت کند. اما همزمانی این برنامه با تشدید بحران در خاورمیانه، افزایش شدید قیمت انرژی و بازگشت اجساد نظامیان آمریکایی، باعث شد این سفر به تعویق بیفتد.

نویسندگان این اتفاق را نشانه‌ای از ناتوانی دولت آمریکا در پیش‌بینی و مدیریت همزمان بحران‌ها می‌دانند—به‌ویژه بحران‌هایی که خود آغازگر آن بوده است. به باور آنها، واشنگتن نه‌تنها نتوانسته جنگ را در چارچوب اهداف اعلامی‌اش مدیریت کند، بلکه هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای را نیز به خود تحمیل کرده است.

روایت رسمی واشنگتن؛ واقعیت میدان

دولت ترامپ اهداف مختلفی برای جنگ ایران مطرح کرده، از جمله تغییر رژیم و نابودی برنامه هسته‌ای. برخی چهره‌های نزدیک به دولت حتی ادعا کرده‌اند که این جنگ می‌تواند به تضعیف چین کمک کند.

اما تحلیل فارن‌افرز تأکید می‌کند که واقعیت میدان کاملاً متفاوت است. چین، با وجود وابستگی به انرژی عبوری از تنگه هرمز، توانسته خود را در برابر اختلالات کوتاه‌مدت مصون کند و حتی از درگیری آمریکا در خاورمیانه بهره ببرد.

در مقابل، ایالات متحده با درگیر شدن در یک جنگ پرهزینه، منابع نظامی و تمرکز راهبردی خود را از مناطق کلیدی دیگر—به‌ویژه شرق آسیا—منحرف کرده است.

انتقال نیروها؛ پیام خطر به متحدان

یکی از نکات کلیدی این گزارش، انتقال تجهیزات نظامی آمریکا از شرق آسیا به خاورمیانه است. از جمله این تجهیزات، ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن و سامانه‌های پیشرفته دفاع موشکی است که بخشی از آنها از کره جنوبی خارج شده‌اند.

این اقدام، به‌گفته تحلیلگران، پیام روشنی برای متحدان آمریکا داشته: اولویت‌های واشنگتن قابل تغییر است و امنیت شرکای منطقه‌ای ممکن است در بزنگاه‌ها قربانی تصمیمات دیگر شود.

حتی اگر این تجهیزات پس از پایان جنگ بازگردانده شوند، این سابقه ایجاد شده که می‌توان آنها را هر زمان از منطقه خارج کرد—موضوعی که به تضعیف بازدارندگی آمریکا در برابر چین و کره شمالی منجر شده است.

چین؛ ناظر، اما بهره‌بردار

یکی دیگر از ابعاد مهم این جنگ، فرصتی است که برای چین در حوزه نظامی ایجاد شده است. به نوشته این تحلیل، پکن با رصد دقیق عملکرد نیرو‌های آمریکایی، به اطلاعات ارزشمندی درباره تسلیحات، چرخه تصمیم‌گیری و استفاده از فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی دست یافته است.

این داده‌ها می‌تواند در سناریو‌های آینده—از جمله تنش احتمالی بر سر تایوان—به کار گرفته شود. به بیان دیگر، چین بدون پرداخت هزینه مستقیم، در حال یادگیری از تجربه عملی آمریکا در میدان جنگ است.

این گزارش همچنین به ساختار متفاوت اقتصاد انرژی چین اشاره می‌کند. پکن طی سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر و همچنین ایجاد ظرفیت عظیم در تولید برق از زغال‌سنگ، خود را در برابر شوک‌های بازار نفت مقاوم کرده است.

در حال حاضر، بیش از یک‌سوم برق چین از منابع تجدیدپذیر تأمین می‌شود و این کشور سهم قابل‌توجهی از ظرفیت جهانی انرژی خورشیدی و بادی را در اختیار دارد.

در کنار این، ذخایر عظیم نفتی چین—حدود ۱.۴ میلیارد بشکه—به آن اجازه می‌دهد حتی در صورت اختلال کامل در تنگه هرمز، ماه‌ها بدون مشکل جدی به فعالیت ادامه دهد. این در حالی است که اقتصاد آمریکا به‌دلیل ساختار بازار جهانی نفت، همچنان در برابر نوسانات قیمت آسیب‌پذیر است.

جنگی که به اعتبار آمریکا ضربه زد

به‌باور نویسندگان، یکی از مهم‌ترین پیامد‌های این جنگ، آسیب به اعتبار بین‌المللی ایالات متحده است. رفتار غیرقابل پیش‌بینی واشنگتن، آغاز یک جنگ پرهزینه و ایجاد شکاف با برخی متحدان، موجب شده بسیاری از کشور‌ها در ارزیابی خود از آمریکا تجدیدنظر کنند.

در مقابل، چین تلاش کرده خود را به‌عنوان بازیگری باثبات و قابل پیش‌بینی معرفی کند—نقشی که در شرایط بی‌ثباتی جهانی، جذابیت بیشتری برای بسیاری از کشور‌ها دارد.

در بخش پایانی، این تحلیل به سناریوی دیدار احتمالی ترامپ و شی می‌پردازد. به نوشته فارن‌افرز، چین ممکن است با پیشنهاد‌های اقتصادی وسوسه‌کننده—مانند خرید صد‌ها هواپیمای بوئینگ—ترامپ را به توافقی سوق دهد که در ظاهر یک پیروزی اقتصادی است، اما در عمل امتیازات راهبردی مهمی را به پکن واگذار می‌کند.

از جمله این امتیازات می‌تواند کاهش محدودیت‌های صادرات فناوری‌های پیشرفته آمریکا باشد؛ اقدامی که در بلندمدت به تقویت توان صنعتی و نظامی چین منجر خواهد شد.

در نهایت، این گزارش تأکید می‌کند که جنگ ایران بیش از آنکه به تضعیف رقبا منجر شود، به فرسایش قدرت آمریکا انجامیده و در مقابل، چین را در موقعیتی برتر قرار داده است.

به‌زعم تحلیلگران فارن افرز، پکن بدون ورود مستقیم به جنگ، توانسته از اشتباهات راهبردی واشنگتن بهره ببرد و جایگاه خود را در نظام بین‌الملل تقویت کند—روندی که در صورت تداوم، می‌تواند موازنه قدرت جهانی را به‌طور جدی تغییر دهد.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما